دریافت
حجم: 646 کیلوبایت
برگزاری پرشور جشن های نیمه شعبان در نایین
امسال حضور پرشور مردم در برگزاری جشن ولادت امام زمان(عج) در امامزاده سلطان سید علی(ع)، جشن و اجرای تئاتر فلکه کارگاه، مراسم روستای جزن آباد، مهدیه، مصلی، خیابان جانبازان، مسجد امام رضا(ع)، مسجد امام حسین و دیگر مساجد و مکان های نایین بی سابقه بود.به گزارش مفاخرجشن های نیمه شعبان امسال نایین با شور و حرارت خاصی برپا شد و حضور جوانان و نوجوانان در این جشن ها چشمگیر بود.شهرستان نایین به یمن ولادت باسعادت یگانه منجی عالم بشریت، امام زنده، حجت خدا، حضرت بقیه الله العظم غرق شعف و شادی بود و مردم شهر در جای جای مختلف شهر با چراغانی و پخش شیرینی و شربت به شادی و سرور می پرداختند.در مراسم امسال آذین بندی و چراغانی جوانان مساجد حضرت سجاد(ع)، امام رضا(ع)، مسجد جامع و جوانان و مردم محله مسجد الرسول نایین بسیار ستودنی و زیبا گزارش شده است که جای تقدیر و تشکر دارد.در محله مسجد الرسول نایین، به همت و تلاش جوانان و مردم این منطقه، دو کوچه این محله به شکل زیبا و شکیلی آذین بندی شده بود و از میهمانان عبوری با شربت، شیرینی و بستنی پذیرایی بعمل می آمد که کار جدید، نو، زیبا و قابل تقدیری بود و باعث عبور بسیاری از مردم شهر نایین از این دو کوچه شد.همچنین مراسم جشن و اجرای تئاتر فلکه کارگاه نایین مانند هرسال، با تلاش های شبانه روزی مردم و بخصوص جوانان نایینی برپا شد که قرائت دعای ندبه، اجرای سرود، تواشیح، اجرای موسیقی زنده، اجرای تئاتر، برگزاری مسابقه پیامکی و مسابقه زوج ها از جمله برنامه های آن بود.همچنین مراسم جشنی صبح روز نیمه شعبان با حضور بیش از هزار نفر از مردم منطقه ، نماینده مردم شهرستان های نایین و خور و بیابانک، و جمعی از مسئولان در روستای جزن آباد نایین برگزار شد.سخنرانی، مولودی و مداحی و اجرای مسابقه از جمله برنامه های مراسم بود که پس از این برنامه ها با توزیع نهار از شرکت کنندگان در مراسم پذیرایی شد. همچنین در پایان مراسم از شورای اسلامی جزن آباد، روحانیت روستا و خیرین این روستا تقدیر و تشکر بعمل آمد.همچنین خوشبختانه با مدیریت دقیق و صحیح ترافیک نایین و حضور پررنگ نیروی انتظامی و پلیس راهور در شب ولادت حضرت ولی عصر(عج)، با وجود ترافیک بی سابقه نایین، هیچ حادثه ای گزارش نشد و این مراسم ها با شور و استقبال مردم برگزار شد.
شهید علیرضا کریمی متولد 22 شهریور سال 1345 مقارن با ایام ماه مبارک رمضان در محله سیرجان اصفهان بدنیا آمد.بدلیل بیماری شدیدی که داشت پزشکان معتقد بودند که زیاد زنده نمی ماند.به طوری که در 4 سالگی کبد وی از بین رفته و دیگر امیدی به زنده ماندنش نبود. روزی سیدی سبزپوش به مغازه پدرش مراجعه کرده و بی مقدمه می گوید کار خوبی کردی که علیرضا را نذر آقا ابالفضل(ع) کردی.همین امروز سفره آقا ابالفضل (ع) را پهن کن و به مردم غذا بده، 3 مجلس روضه برای حضرت در حرمش نذر کرده ای که من انجام می دهم. سپس اسکناسی را جهت برکت کاسبی به پدر می دهد.آن روز بچه به طرز معجزه آسایی شفا می یابد به طوری که سال ها بعد قهرمان ورزش های رزمی می شود. در عملیات محرم در اثر اصابت گلوله خمپاره سر و دست و پای او مجروح می شود. بعد از پایان دوران مجروحیت به جبهه باز می گردد.فرمانده گردان امیرالمؤمنین(ع) به خاطر شجاعت و مدیریتی که علیرضا از خود نشان داده بود، مسئولیت دسته دوم از گروهان ابالفضل(ع) را به او می دهد. در آخرین دیدار با خانواده اش به مادر می گوید ما مسافر کربلائیم راه کربلا که باز شد بر می گردیم. در پایان آخرین نامه ای که فرستاد نوشته بود به امید دیدار در کربلا. در عملیات والفجر 1 هر دو پای علیرضا مورد هدف تیرهای عراقی قرار می گیرد و در جواب فرمانده اش که می خواهد او را به عقب بیاورد می گوید ، شما فرمانده ای برو بچه ها منتظرت هستند.علیرضا در حالیکه روی زمین افتاده و به سختی می خواست خودش رابه سمت تپه ها بکشاند، ناگهان یکی از تانک های عراقی به سرعت به سمت وی رفته و از روی پاهایش رد می شود.در اینجا فقط 16 ساله بود.16 سال بعد درست همان روزی که اولین کاروان به صورت رسمی عازم کربلا می شود پیکرش را در منطقه فکه شمالی پیدا کرده و شب تاسوعای حسینی به وطن باز می گردانند.به خواب مسئول گروه گروه تحفس لشکر امام حسین(ع) می آید و محل دفنش را هم می گوید. مردم در مسجد در دسته عذاداری کنار پیکرش تا صبح می مانند. صبح روز تاسوعا همراه با دسته سینه زنی در گلزار شهدای اصفهان او را به خاک می سپارند
مردان بزرگى امثال احمد بن أبى نصر بزنطى، احمد بن محمد بن عیساى اشعرى، ادریس بن عیساى اشعرى، عبدالله بن جندب بجلى، حسن بن على وشا، محمد بن فضیل کوفى و دیگران.
سید محسن امین فرموده: جماعتى از اهل تألیف از او نقل حدیث کردهاند، از جمله: ابوبکر خطیب در تاریخ خود، ثعالبى در تفسیرش، سمعانى در رسالهاش، ابن معتز در کتابش، و دیگران. حافظ عبدالعزیزبن اخضر در کتاب معالم العترة الطاهرة گوید: عبدالسلام بن صالح هروى، داوود بن سلیمان، عبدالله بن عباس قزوینى از وى نقل حدیث کردهاند. (2)
علی بن محمد بن جهم با آنکه ناصبى و از دشمنان اهل بیت است (3)
نقل مىکند: در مجلس مامون بودم که على بن موسى الرضا نیز حضور داشتند، مأمون از اخبارى که اشعار بر عدم عصمت انبیاء دارند از او سؤال مىکرد، او به هر یک جواب مىداد، مأمون پس از شنیدن جواب مىگفت: «اشهد انک ابن رسول الله حقا».
و گاهى مىگفت: «لِلّه دّرک یابن رسول الله» و گاهى مىگفت: «بارک الله فیک یا اباالحسن» و نیز مىگفت: «جزاک الله عن انبیائه خیراً یا أبا الحسن» و چون به همه سؤالات جواب داد، مأمون گفت: یا ابن رسول الله! قلبم را شفا دادى و آنچه بر من مشتبه بود روشن فرمودى، خدا تو را از جانب انبیاء خودش و از اسلام جزاى خیر بدهد.
على بن محمد بن جهم اضافه کرد: چون صحبت تمام شد، مأمون براى نماز برخاست و دست محمد بن جعفر را که حاضر بود گرفت و من در پى آن دو روان شدم. مأمون به محمد بن جعفر گفت: پسر برادرت را چگونه دیدى؟ گفت: داناست، ندیدهایم که از کسى علم آموخته باشد.
مأمون گفت: پسر برادرت از اهل بیت پیامبر است که درباره آنها فرموده: «ألا انّ ابرارَ عترتى و أَطائب أَرومتى، احکمُ الناس صغاراً و اعلم الناس کباراً، لا تُعِلّمُوهم فانّهم اعلم منکم، لا یخرجونکم من بابِ هُدى، و لا یُدخِلُونکم فى باب ضلال» (4).
آنگاه حضرت رضا صلوات الله علیه به منزل خود بازگشت، فرداى آن روز به محضر آن حضرت رفتم و سخن مأمون و جواب عمویش محمد بن جعفر را به وى رساندم، امام خندید وفرمود: پسر جهم! آنچه از مأمون شنیدى فریبت ندهد. به خدا قسم که او بزودى با حیله مرا مىکشد و خدا از او انتقام مرا خواهد گرفت. صدوق رحمة الله فرمود: این حدیث از طریق ابن جهم عجیب است که او از دشمنان و مغبضین اهل بیت بود.
با سلام خدمت تمامی مسلمانان جهان
چند روزی است که خبر اهانت بزرگی به پیامبر ما بر سر زبان هاست . فردا روز جمعه ،بعد از نماز جمعه وعده ما شرکت در راهپیمایی های
سراسر کشور.
به امید ریشه کنی تمامی آنها
در روایتی امام رضا(ع) به نقل پدران بزرگوار خویش ،به نقل رسول اکرم (ص) گوشت را بهترین غذا در دنیا معرفی کرده ومیفرماید بهترین و بالاترین خوراکیها چه در دنیا وچه در آخرت گوشت است.
سهل بن زیاد از محمد اسمعیل نقل میکند یکی
شادگرددچودلم جام جهان می خواهد
دل چو نومیدشود باد خزان می خواهد
ذاکردرگه حق چشم به در می ماند
گربهارش بدهی او رمضان می خواهد
علم باتجربه مشکل به گشایدبه جهان
بین فراگیری آن مغز وزمان می خواهد
چهره یار بود چاره درد عاشق
هرکه دل داده،نگه کن توهمان می خواهد
ای که باسیم و زرت مست شدی مسروری
هر خرد مند خوشی با دگران می خواهد
حاجت خویش برد نزد خدا هر دانا
بی خرد،حاجت خود را زکسان می خواهد
شاکرا پادشهان بین به اجل جان دادند
چون طلب کار بود از همه جان می خواهد
نعمت الله پاکدامن نایینی
ارالها…
از کوی تو بیرون نشود
پای خیالم
نکند فرق به حالم ....
چه برانی..
چه بخوانی…
چه به اوجم برسانی
چه به خاکم بکشانی…
نه من آنم که برنجم
نه تو آنی که برانی...
نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم
نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی
در اگر باز نگردد…
نروم باز به جایی
پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی
کس به غیر از تو نخواهم
چه بخواهی چه نخواهی
باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی !
منبع:http://vesta.blog.ir
برای دانلود به ادامه مطلب بروید
خوشا آنان که الّله یارشن بی به حمد و قل هو والّله کارشان بی
خوشاآنان که دایم درنمازند بهشت جاودان بازارشان بی
..........................................
خداوندا به فریاد دلم رس کس بی کس تویی،من مانده بی کس
همه گویند طاهر کس ندارد خدایاره منه چه حاجت کس
باباطاهر
خدایا!
من دلم قرصه!
کسی غیرازتوبامن نیست...
خیالت اززمین راحت!که حتی روزروشن نیست!
کسی اینجانمیبینه که دنیازیرچشماته...
یه عمر یادمون رفته زمین دارمکافاته
فراموشم شده گاهی...که این پایین چه هاکردم
که بایدروزی ازاینجا،بازم پیش توبرگردم
خدایاوقت برگشتن!کمی بامن مداراکن
شنیدم گرمه آغوشت...اگه میشه منم جاکن
منبع:http://vesta.blog.ir